تبليغاتX
آنچه نمي دانيم نيز با ارزش است.
 
آنچه نمي دانيم نيز با ارزش است.
 
 
 
خب، من برای کبوترم نیاز به یک جا دارم.
یک جای سرپوشیده و امن که بازم توش کفتر باشه. من خیلی به گزینه‌ی بردنِ این حیوون به مشهد فکر کردم. چون رفقا می‌گفتن توی حرم امارضا یک جای خوبی برای کفترها ساختن. ولی موضوع اینه که کفتر من علیله نمی‌تونه پرواز کنه و مشهد هم زمستونای سخت داره، توی اولین برف و یخ، می‌میره. اونم از سرما.
جایی که باید ببرمش، باید سرپوش داشته باشه. مثل این قفس‌هایی که توی پارکِ ساعی هست، که البته اگرچه قفس هستند، ولی یک محفظه‌ی بزرگن که توش پرنده‌ها می‌تونن بچرخن واسه خودشون. خودِ پارک ساعی هم بد نیست، ولی اگه یه جای باصفاتر پیدا می‌شد بهتر بود.
حالا هر کس جاهایی رو که می‌شناسه مطرح کنه، که من برم سر بزنم و ببینم.
و، نمی‌شه که کفتر به دست توی خیابون راه بیافتم و برم اصرار و خواهش تمنا، اول باید برم صحبت کنم و طرف رو متقاعد کنم و بعد جوجومو ببرم. پس در این زمینه هم به کمک نیازمندم.
خلاصه کمک کنید، یک کفتر بی‌نوا رو به یک جای مناسب بسپریم.
پ.ن. این طوری نیست که من نخوام یا نتونم نگهش دارم، ولی این بیچاره تمام روز گوشه‌ی اتاق من کز کرده و اهلی بشو هم نیست، یعنی همه‌ش در هراس از همه‌ی اهل منزله، واسه همینه که براش دنبال یه جای مناسب می‌گردم.
 
از:  http://blog.360.yahoo.com/blog-UmydgLkzd7NJSRvb6y4FkH9N5Q--?cq=1
 
 
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 23:44  توسط سحر  | 
روز مادره

 

همه ی گل فروشیها مردم صف کشیدن ...

 

گوشه ی حموم ۳ تا خونه هم ۶ تا بچه هستن که از مادرشون جدا شدن. مادرشون تا الان حتما یا تصادف کرده و مرده یا گلوله خورده و مرده.

 

این ۶ تا کوچولو هرجا که گرمای بدنی حس کنن خودشون رو میکشن به طرفش به عشق مادرشون .هرکسی از کنارشون رد میشه با صدای ظعیفشون صداش میکنن به عشق مادرشون.

 

توی خواب بعضی وقتا خواب میبینن و گریه میکنن . شاید خواب جدا شدن از مادرشون رو میبینن.

اگه آدم باشن خیلی دردناکه نه؟اما نگران نباشین این بچه ها سگ هستن . مهم نیست نه؟ خوب به جهنم. میخواستن سگ نشن. مادر ندارن که ندارن.

 

اما اگه آدم باانصافی پیدا شه قبول میکنه که اینها هم میفهمن میگین نه بیاین تو چشماشون نگاه کنین . آدم خیلی باید کم هوش باشه که نفهمه.

 

روزی که خواستم نجاتشون بدم یه راست می خواستم ببرمشون دامپزشکی خلاصشون کنه.

اینطوری بهتر بود . اگه زنده هم می موندم همه ی عمر باید عذاب میکشیدن.

خوب لعنت به  من که نتونستم.

حالا این بچه ها موندن توی این دنیای کثافت به امید چند نفر انسان واقعی شاید یه روزی پیدا بشه.

اگه خیلی شانس بیارن ممکنه یه آدم فهمیده بخوادشون برای نگهبانی باغش یا ویلاش . یا یه چوپان برای گله .

اگه نه باید بشن یه سگ از اونایی که ما اداما اسمشون رو گذاشتیم ولگرد. کی نوبتشون میشه که به سرنوشت مادرشون دچار بشن خدا میدونه.

تا کسی می فهمه من توله سگ دارم زنگ میزنه ( سلام خانوم . من شنیدم توله برای نگهبانی واگذار میکنین .می خواستم یکیشون رو ببرم ...... راسسسسستی نژآدش چیه؟؟؟؟ سگ محلیه؟ آها . پس نژاد نداره.

چرا آقاجون من نژاد داره خوبشم داره اسم نژادش هم persian sheepdog هست. حالا اگه austrailian sheepdog بود با سر میومدی میبردی حالا که ایرانیه بده؟

هیچ کدومشون هم از نژاد سگ و هوش سگ هیچی حالیشون نیست . میخوان جلوی رفیقا و دوست دخترشون افه بیان که من سگ دارم (همه هم ژرمن شیپر بلدن فقط.) اگه واقعا میفهمیدن. اگه یه روز با این توله ها زندگی میکردن میفهمیدن که این سگ محلی خودمون خیلی هم باهوش و قوی هست .

 

شاید اگه اون روز میذاشتم راحت شن خیلی بهتر بود براشون و تو زندگی کمتر درد و عذاب میکشیدن .

به هر حال سگ ایرانی  یعنی ولگرد . یعنی محکوم به مرگ و عذاب.

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 12:47  توسط سحر  | 

خرسهای گلادیاتور

 

 

تا قبل از خوندن این مطلب مطمئن بودم زمان گلادیاتورها به سر آمده و انسانهای منمدن دیگه به جنگ دو موجود ، به خون و مرگ نمیخندن اما هنور در گوشه ای از دنیا بعضی ها هنوز با دیدن خون ریخته شده و جنگ و درد و فلاکت هیجان زده میشن و هورا میکشن .

 

 

 

عباس فخاری دکترای خود را در رشته ی حیات وحش از دانشگاه پانجاب پاکستان گرفت . او دز زینه ی دفاع از خرسها از سال ۱۹۹۴ فعالیت داشته است.او کتابی با عنوان حیوانات در اسلام نوشته که منتشر شده است و تحقیقات زیادی در رابطه با حیات وحش انجام داده است.

 

در این پست مصاحبه ای که  توسط خبرنگار wspca با او انجام شده ترجمه شده است.

 

-         لطفا در باره ی اینکه اصولا BEAR BAITING  چیست برای ما توضیح دهید.

 

حرکتی است بسیار توام با وحشی گری و خشونت که توسط مالکان ثروتمند و شیطان صفت انجام میشود و خرس بی دفاع مجبور به مقابله با سگهای تعلیم دیده و بسیار وحشی میشود.در هر فاصله ی زمانی 3-4 دقیقه خرس با یک جفت سگ آموزش دیده برای اینکار مقابله میکند.دندانهای خرس کشیده میشود و ناخنها نیز در اورده میشود بنابراین خرس هیچ وسیله ی دفاعی ندارد و در طول مسابقه صدمات بسیار شدیدی میبیند.

 

 

Bear baiting- که در سال 1980 برای جلوگیری از خشونت علیه حیوانات غیر قانونی اعلام شده چطور در پاکستان هنوز انجام میشود؟

 

هنگامیکه در سال 1994 ما فعالیت خود را شروع کردیم تعداد این مسابقات بسیار بالا بود اما تا کنون توانسته ایم جلو بسیاری از آنها را بگیریم تا جایی که از 100% میزان این مسابقات به 10-20 % رسیده است.و در حال حاضر این عمل بطور مخفیانه انجام میشود.

 

WSPCA- .  از رییس جمهور و دولت پاکستان خواسته است این عمل وحشیانه را خاتمه دهد شما به نتایج خوبی در کار خود رسیده اید میتونید در موردش صحبت کنید؟

 

رییس جمهور مشرف اولین شخصی بود که نگرانی WSPCA  را در رابطه با این حرکت خشونت آمیز درک کرد و به ستاد مربوطه دستور قانونی کردن جلوگیری از bear baiting  در تمام کشور داد و تمام خرسهایی که به این منظور استفاده میشدند را توقیف کرد.از آن زمان تعداد این مسابقات بسیار کم شد اما متاسفانه هنوز وجود دارد و طرفداران زیادی در این کشور از آن حمایت میکنند.

 

- تا کنون چند خرس نجات پیدا کردند و wspca  چگونه آنها را به حالت طبیعی بر میگرداند؟

 

    Wspca  به همراه مقامات حیات وحش تا کنون 10 عدد خرس را طی حمله های بسیار مخاطره آمیز به صاحبان آنها نجات داده و در مکانهایی به نام پناه گاه خرسها نگهداری میکند و سعی بر این است که  تا جای ممکن محل زندگی آنها شبیه با زیستگاه طبیعی آنها باشد تا بتوانند بعد از احیا شدن به محیط زیست اصلی خود بازگردند.که البته این امر فقط برای بچه خرسها میسر است و خرسهای بالغ به دلیل نداشتن دندان و پنجه نخواهند توانست زندگی طبیعی خود را در طبیعت داشته باشند.

 

- چه اتفاقی برای سگها میافتد ؟ آیا تا کنون سگی نجات پیدا کرده است؟

 

سگها متعلق به صاحبان بسیار با نفوذ و قدرتمند پاکستان هستند ما هنوز مصادره ی سگها را آغاز نکرده ایم به این دلیل که  تا کنون بیشتر روی نجات خرسها متمرکز بوده ایم.سگها هم مانند خرسها آسیب میبینند ولی به این دلیل که روی آنها شرط بندی میشوند برای صاحبانشان بسیار با ارزش هستند بنابراین مایحتاج آنها تامین میشود.همه ی دندانهای خرسها به جز چند دندان آسیا کشیده میشود دندانهای آسیا نیز با چکش فشرده میشوند که بسیار دردناک است و ناخنهایشان نیز کشیده میشود . حال تصور کنید این خرسهای بیچاره چطور باید از خودشان دفاع کنند؟

 

 

 

 

 

 

 

-کی و چگونه سگها تعلیم میبینند؟


سگها در مکانهای قدیمی و توسط تعلیم دهندگان بسیار حرفه ای تعلیم میبینند. هر مربی از یک جفت سگ به صورت 24 ساعته مراقبت میکند.صاحبان این سگها معمولا سگهای زیادی دارند که به مقاصد مختلف تعلیم داده میشوند.

 

-آیا این مسابقه منجر به مرگ حیوانات میشود؟


نه دقیقا ولی جراحاتی که در طول مسابقه خرس متحمل میشود ممکن است منجر به مرگ آن شود مخصوصا اینکه کولی های پاکستان اعتقاد به درمان و دارو ندارند . با روشهای درد آور فقط باعث درد کشیدن بیشتر حیوان میشوند.شواهدی نشان میدهد که در بسیاری موارد بیماری هاری از طریق سگ به خرس منتقل و باعث مرگ آن میشود.


چه کسانی برای تماشای مسابقه میروند؟


مردمی که در روستاها زندگی میکنند و آگاهی های لازم را ندارند یا دسترسی به تفریحات مناسب ندارند.

 

-چند حیوان درگیر میشوند؟


حدود 600 خرس در پاکستان برای مقاصد مختلف نگهداری میشوند که حدود 100 خرس برای این مقصود استفاده میشوند.

 

- آیا کسی در این رابطه تا کنون مورد پیگرد قانونی قرار گرفته است؟

 

چند مورد بوده است که هنوز دادگاه تصمیمی در موردشان نگرفته است و از آنجا که دادگاه پاکستان بسیار کند عمل میکند چند سال طول میکشد تا نظر قطعی دهد.برای مثال 3 خرس ضبط شدند که پرونده شان 4 سال است که در دادگاه است و خرسها متاسفانه در قفسهای بسیار تنگ منتظر سرنوشتی هستند که در انتظارشان است.

 

 

- معمولا خرسها در طول مسابقه چه جراحاتی را متحمل میشوند؟

 

از آنجا که خرسها پوست کلفتی دارند جراحات جدی بعد ار مسابقه به راحتی قابل دیده شدن نیست.معمولا در هر یک از دوره های مسابقه { هر مسابقه سه دوره دارد}خرس بین 6-10 اینچ زخم عمیق را متحمل میشود که همیشه به دلیل عدم مداوای انها عفونت میکند .

 

 

- چقدر پول از این مسابقه عاید برگزارکنندگان میشود؟

 

تا قبل از اینکه برای جلوگیری از این مسابقه اقدام شود پول بسیار زیادی از طریق فروش بلیط عاید برگزارکنندگان میشد اما پس از غیرقانونی اعلام کردن این کار این مسابقه فقط برای مهمانان خاص و دعوت شده انجام میشود و حق فروش بلیط برای برگزارکنندگان وجود ندارد .

 

- چه حرکات فرهنگی برای مقابله با این کار تا کنون انجام شد ه است؟

 

ما به مدارسی که در مناطقی هستند که هنوز این مسابقه برگزار میشود رفته و به کودکان آموزشهای لازم را میدهیم.همچنین ما از اشخاص روحانی خواسته این تا از تعالیم اسلام برای برحذر کردن مردم از رفتن به این مسابقات استفاده کنند.

 

 

 

این هم انسان . انسانی که به اعتقاد خیلیها باید ازش دفاع کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 18:30  توسط سحر  | 
 

 

All this in the name of entertainment.

 Fear and pain, that's the name of the game

 

فيلها روي يك دست مي ايستند ، شيرها و ببرها از حلقه هاي آتش رد ميشن  ، خرسها دوچرخه سواري ميكنن . خنده داره؟ جالبه؟ حيرت اوره؟‌
به چی باید بخندیم ؟

به اینکه :


1- حيوانهاي وحشي كه در طبيعت ساعتها راه ميروند . براي غذا پيدا كردن ، برقراري ارتباط با هم ، بازي و ... هركدام به طرق مختلفي عمل ميكنند 23 ساعت از روز در فقسهاي بسيار كوچك محبوس هستند.

2- حيوانات سيرك مانند حيوانات باغ وحش حركات عصبي مانند . گاز گرفتن فقس ، حركات يكنواخت و مدام ، آسيب رساندن به خود ، گردش گردن ، حركت سر ، بالا آودن ، ليس زدن خود ، چنگ زدن خود ، چرخيدن در فقس به دور خود نشان ميدهند . اينها علامت بيماري رواني در اين حيوانات ميباشد.

3- غذا و آب براي حيوانات سيرك جيره بندي ميشود به طور نامنظم با آنها داده ميشود تا فضا را كثيف نكنند.

4- حبس بودن طولاني ، تغيير دماي هوا ناشي از مسافرت و حركتهاي مداوم ، نور . سر و صدا همه باعث ايجاد استرس و ترس در حيوان ميشود.مسافراتها روزها طول میکشند و حیوان در تمام مدت درون کانتر محبوس است.در بسیاری واقع حتی اگر در حال مسافرت نباشند درون این کانتر ها محبوس هستند تا به ان عادت کنند!!!

5- حيوانات بالغ كشته ميشوند تا تله گذاران بچه هاي آنان را بدزدند.

6- در اكثر حيوانات ناخنها كشيده ميشود و دندانها در آورده ميشود و در طور برنامه داروهاي آرام بخش به آنها تزريق ميشود.

7- در هنگام تمرين حيوانات با شلاق ، سيخك ، ميله هاي نوك تيز و تحريك كننده هاي برقي  وادار به انجام حركات ميشود تا جايي كه اگر هنگام نمايش دقت كنيد به شدت از شلاق به شدت وحشت دارند.

8- شيرها از حلقه ي آتش رد ميشن چه جالب !!!هنگامي كه ببرها از حلقه ي آتش عبور ميكنند دقت كنيد . گوشها به سمت پايين جمع ميشود دم تكان مي خورد.و گاهي صداي خرناس شنيده ميشود اين علائم ترس شديد در حيوان است اما آنچه ما نميتوانيم ببينيم فشار خون بالا و ضربان نامنظم قلب است که حيوان را تا حد مرگ آزار ميدهد.

9- فيلها وزن بسيار زياد خود را روي يك دست روي صندلي نگه ميدارند ( چه خنده دار)
قلاب نوك تيزي مخصوص اين حركت پشت گوش فيلها كه حساسترين نقطه ي بدن آنهاست توسط مربي !! ضربه وارد ميكنند. پوست فيل آنقدر حساس است كه حتي نور را روي خود حس ميكند.براي نشستن و اداي احترام اين قلاب بايد به دهان آنها فشار بياورد كه درد زيادي دارد.

10- فيلها و شيرها كه مايلها راه ميروند تمام روز را بايد با زنجيري كه به پايشان بسته شده بي حركت بمانند.و از ديدن همنوع خود تا پايان عمر محروم باشند.عدم حرکت آنها باعث میشود مفاصل پای آنها تغییر شکل داده و بعد از مدتی فاسد شود .
همچنين فيلها كه غلتيدن در گل و شنا كردن و شتشوي خود لذت ميبرند بايد با مدفوع خود زندگي كنند.

 

حيوانات تنها بعد از يك اجراي موفق ميتوانند غذاي كافي بخوردند . در غير اين صورت حيوان براي سير كردن خود بايد تا اجراي بعدي صبر كرده و مشتاقانه آن را اجرا كند.

 

11- اكثر خرسهاي سيرك پنجه هاي سوخته و دماغهاي شكسته دارند  كه در حين تمرين شامل حالشان شده!!!

خرسها روي دوپا راه ميرن چه خنده دار!!!
12-براي تمرين و ياد گرفتن اين حركت آنها مجبور ميشن  روي صفحات داغ  راه برن .
خرسها هميشه با زنجير دور گردن . پوزه بند سيمي دور دهان ودماغ نگهداري ميشوند.

13- ميمونها در قفسهايي نگهداري ميشوند كه حتي نمي توانند در انها بايستند .تنها و حتي بدون نور . به انگشتهاشون نگاه كنيد هميشه زخمي هستند چون آنها هميشه در حال گاز گرفتن قفس و انگشتهاي خودشون هستند.

15- حيوونهايي كه ما الان بهشون ميخنديم به محض اينكه ديگه نتونن مردم رو مخندونن به آزمايشگاهها فروخته ميشن.

سيرك براي بچه ها خيلي آموزندست !!!
14- بچه ها چه چيزي مي توانند از سيرك ياد بگيرند وقتي حيوانات را در حال انجام حركاتي كه هيچ ربطي به زندگي طبيعيشان ندارد ميبينند؟
اگر قرار است به بچه هاي خود لذت بردن از ديدن دروغ و خشونت ياد بديم بله سيرك بسيار جاي خوبيه اگه ميخواييم به بچه هامون ياد بديم كه ميتونن با خشونت هر حيواني رو وادار به انجام حركات غير عادي كنن و لذت ببرن.سيرک بهترين انتخابه .بچه ها با گردش در طبيعت با خواندن كتاب ، با ديدن فيلمهاي آموزشي بسيار بهتر در رابطه با حيوانات ياد خواهند گرفت.

برگزاري سيرك  با استفاده از حيوانات در كشورهاي فنلاند ، سوند ، دانمارك ، نروژ و چند كشور ديگر در اروپا ، در بخشهاي از كانادا و انگلستان غيرقانوني اعلام شده.
26 انجمن در استراليا راي بر غير قانوني اعلام كردن آن دادند.

بسياري از سيركها به كشورهاي شرقي سفر ميكنند و با بيان اينكه از كشورهاي غربي آمده اند و چون در آنجا تاييد شده اند يعني هيچ آزاري به حيوانات نمي رسانند . اما آنها فقط فكر ميكنن ما از اين مسائل اطلاع كافي نداريم .

 

 برای اعلام امادگی به http://nikash.blogfa.com/ مراجعه کنید.


 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 2:6  توسط سحر  | 
واقعا زبان از توصیف این همه زیبایی عاجزه...

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 23:55  توسط سحر  | 

Free like the river                                    آزاد مثل رود
Flowin' freely through infinity                  که آزادانه در امتداد ابدیت جریان دارد
Free to be sure of                                   آزاد از اینکه مطمئن باشم
What I am and who I need not be            که هستم و که نباید باشم
Free from all worries                               آزاد از همه ی نگرانی ها
Worries prey on oneself's troubled mind    نگرانی هایی که صید افکار آشفته هستند
Freer than the clock's hands                     آزاد تر از عقربه های ساعت
Tickin' way the times                               زمان ، به شکل تیک تیک
Freer than the meaning of free that man defines    آزادتر از معانی که انسان به آزادی میدهد.
Life running through me              زندگی در من جریان دارد
Till I feel my father God has called   تا زمانی که پدرم ( خدا) مرا فرا خواند.     

Me having nothin'                         من چیزی ندارم
But possessing riches more than all           اما همه بیشتر ثرواتمندم
And I'm free                                           و من آزادم
To be nowhere                                        تا جایی نباشم
But in every place I need to be                   اما همه جا باید باشم.
Freer than a sunbeam                                از پرتو آفتاب آزادتر                  
Shinning through my soul                           که به روحم می تابد
Free from feelin' heat or knowing bitter cold   آزاد از احساس گرما و تشخیص سرما
Free from conceiving the beginning                آزاد از تصور شروع
For that's the infinite start                              زیرا این( آزادی ) شروع بینهایت است

I'm gone - gone but still living                      من مرده ام . اما هنوز زنده ام
Life goes on without a beating heart              زندگی بدون قلب در حال تپش نیز جریان دارد

Free like a vision                                         آزاد مثل یک رویا
That the mind of only you can see                که فقط ذهن تو میتونه ببینه

Freer than a raindrop                                  آزادتر از یک قطره ی باران
Falling from the sky                                     که از آسمان می افتد
Freer than a smile in a baby's sleepin' eyes     آزادتر از یک لبخند در چشمان به خواب رفته ی یک کودک

I'm free like a river                                من مثل یک رودخانه آزادم                              
Flowin' freely to infinity                         که در بی نهایت آزادانه جریان دارد.
I'm free to be sure of what                     من آزادم از اینکه بدانم که
I am and who I need not be                    که هستم و که نباید باشم
I'm much freer - like the meaning of the word free that  من خیلی آزادم - مانند معنی که آزادری برای انسانهای دیوانه دارد.
crazy man defines
Free - free like the vision that              آزاد مانند رویایی که
The mind of only you are ever gonna see       فقط ذهن تو خواهد دید
Free like the river my life                              آزاد مانند رودخانه
Goes on and on through infinity                   زندگی من در ابدیت جریان داره.


stevie wonder در حال حاضر از بهترین خوانندگان موسیقی پاپ در دنیا بشمار میآید که از ابتدا در اجرای موسیقی خاص سیاه پوستان تبحر داشت . نوشتن . ساختن آهنگ و نواختن کارهاش به عهده ی خودشه و در ضمن از زمان تولد نابینا بوده.

خواندن این ترانه فقط از عهده ی خودش بر میاد نه به خاطر مهارتش بلکه بخاطر اینکه نابیناست.آزاد بودن زمانی که او داره ترانه رو میخونه فقط شنیده نمیشه بلکه احساس میشه .در حرکات ، چهره و لبخندی که همیشه روی صورتشه . او آزاد از تمام چیزهایی که میگه قطعاتش رو اجرا میکنه و در تمام طول مدت نواختن و خواندن سرش رو بالای بالا میگیره . مثلما تعاریفی که شخصی که از ابتدای تولد نابینا بوده از آزادی داره بسیار کاملتر از تعاریف بقیه ست.

اولین آهنگی که او خواند در ۱۲ سالگی بود با نام "blind infancy"( واقعیت کور) است .  

چیزی که او نمیبینه واقعیت نیست . واقعیت چیزیه که میبینه.

که البته در مورد ما شاید برعکسه.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:30  توسط سحر  | 

 

 

 

شكار اشتباه است از آنجا كه دخالت در ساده ترين حق هر جاندار ، يعني حيات ، اشتباده است.

 

 

.به گفته ي شكارچيان عمل شكاراز روي خيرخواهي است زيرا مرگ ناشي از تير خوردن بسيار راحت تر و با درد و ترس و استرس كمتري نسبت به  مرگي طبيعي حيوانات صورت ميگيرد.

 

حقيقت اينست كه شكارچيان براي تقويت حس ترقي ، رضايت و لذت دست به اين عمل ميزنند.اين عقيده شكار را تبديل به تفريح شرافتمندانه اي ميكند و حيوانات را موضوعي براي لذت بردن انسان . پس اگر اين لذت از طريق مرگ حيواني صورت گيرد خوب چه اشكالي دارد؟

اما كودكاني كه با اين عقيده بزرگ ميشوند در كوچكي حس همدردي و ترحم خود را فرو برده و به بزرگسالان بي تفاوت تبديل ميشوند.بر طبق گفته هاي روانشناس اميركايي (استيفن لافارژ) خشونت بر عليه حيوانات زمينه ساز اعمال خشونت در رفتار با انسانها ميشود.بسياري از بزه كاران در كودكي كمبود خود را از طريق شكنجه ي حيوانات ابراز ميكردند. هيچ گاه عنوان نشده كه شكارچيان مي توانند به قاتلين انسان نيز تبديل شوند اما تحقيقات نشان ميدهد كه خشونت خانوادگي در خانواده هاي اين افراد بيشتر از ديگران است.

 

طبق تحقيقات انجام شده دو دليل اساسی براي نابودي بسياري از گونه هاي حيواني شكار و عوامل طبيعي قابل ذکر میباشد.

شكار موجب انقراض كبوتر نامه بر  و در خطر قرار گرفتن گرگ سفيد ، عقاب طاس و خرس قهوه اي در امريكا شده است.( كه اين آمار نسبت به انقراض حيوانات در كشورهاي ديگر بسيار كمتر است )!!!


شكارچيان بسيار ناآگاهانه خود را بخشي از اكوسيستم ميدانند و خود را با حيوانات وحشي مقايسه ميكنند كه همانطور كه انان براي بقا شكار ميكنند انسانها نيز براي بقا شكار ميكنند و آسيبي به اكوسيستم وارد نمي كنند بنابراين عملشان عادلانه است..... چگونه عادلانه است هنگامي كه يك نفر با فاصله ي بسيار زياد با سلاحي قدرتمند حيواني را كه هيچ سلاحي به جز شانس ندارد نشانه بگيرد؟

 

شكار در طبيعت امري بسيار پيچيده است كه انسان هنوز بسياري از جنبه هاي علمي آنرا درك نكرده است.

 

زماني كه شكارچي ( انسان ) بدن شكار خود را جابجا ميكند در اكوسيستمي که حيوان در ان زندگي ميكند دست ميبرد از طريق جابجا كردن مواد غذايي موجود در بدن قرباني.هر حيواني سراسر تركيب شده از اجزايي كه در اكوسيستمي كه حيوان در آن زندگي كرده است نقس مهمي داشته اند. وقتي حيوان به دلايل طبيعي ميميرد بدنش به آن اجزا تجزيه شده يا مصرف ميشوند و به اكوسيستم باز ميگردند و باز در چرخه ي توليد گياهان و حيوانات قرار ميگيرند پس وقتي شكارچي شكار را از طبيعت بر ميدارد در واقع تمام آن اجزا را از طبيعت ميگيرد.

 

با تجهيزات و سلاحهايي كه امروزه شكارچيان استفاده ميكنند شانس شكار براي زنده بودن به صفر ميرسد.فاصله اي كه شكارچيان از شكار ميگيرند نسبت به فاصله اي كه حيوانات شكارچي از طعمه ي خود ميگيرند بسيار بيشتر است.حيوانات هنوز اين غريزه را بدست نياورده اند كه از اين فاصله شكارچي را تشخيص دهند!!!!

 

كداميك از فعاليتهاي زير كه همگي از شاخه هاي ورزش !!!شكار هستند عادلانه است؟

 

 

 

Canned hunts: در آن شكارچيان حيوانات بومي از شير آفريقا تا گراز اروپا – را زنده گرفته و براي شكار در شكارگاههاي خصوصي به كشورهاي ديگر منتقل ميكنند.تا شكارچيان با پرداخت پول گزافي فرصت شكار آنها را داشته باشند.

 

 

 

 

Contest kills: شكار مانند يك مسابقه در حضور تماشاچيان انجام ميشود و روي شكار شرط بندي نيز ميشود.

 

 

 Wing  shooting : شكارچيان فاخته ها را به دليل اينكه پرندگان آرامي هستند به مزارع ميبرند و فقط براي تمرين!!! انها را نشانه ميگيرند.

Baiting  : شكارچيان مسافتي ار زمين را با غذاهاي فاسد ميپوشانند و آهو يا خرس بيخبر با بوي زباله ها جذب ان مكان شده و در آنجا شكار ميشود.

 

Hounding:  سگهايي كه مجهز به ردياب هستند دنبال شكار( خرس ، گربه وحشي ، روباه ، راكن و...) كرده و آنرا نگه ميدارند سپس از طريق سيگنالهاي ردياب شكارچيان آن مكان را پيدا كرده . عده اي از شكارچيان خود را به شكار رسانده و اگر شكار خوش شانس باشد آنرا ميكشند.

 

 

 

از طرفي آنچه انسان را به شكار ترغيب ميكند غريزه ي اونیست بلكه تشويق سياستمداران و صاحبان صنايع است . شكار نقش مهمي در ثروتمند كردن بسياري مانند . توليد كنندگان اسلحه و تجهيزات شکار ، صاحبان مزارع بازي ، دولتمردان زيادي كه از طريق قاچاق حيوانات تجارتي سودمندانه براه انداخته اند ميشود و ... دارد.

 

حتي امروزه افرادي پول بسيار زيادي از طريق برگزار كردن سفر به مناطق مختلف بدست مي آوردند زيرا شكارچيان مايل هستند حيوانات مختلف و غير معمول شكار كنند!!!( ما پسر 11 ساله اي داشتيم كه به 7 حيوان شليك كرد همچنين مرد 70 ساله اي كه حيوانات زيادي را شكار كرد....اين متن تبليغ يكي از اين شركتهاست )

 

شكارچيان مدعي هستند كه جمعيت حيوانات را ازطريق كشتن پيرها و مريضها كنترل ميكنند و افراد ساده نيز باور ميكنند بي خبر از اينكه گروههايي از شكارچيان حمايت شده از طرف دولت !!! به حيوانات غذا ميدهند به اين طريق كه قسمتهايي از جنگلها را آتش ميزنند تا درختان از بين رفته و به جاي آن گياهان و علفهايي رشد كنند كه غذاي خوبي براي آهو ها و بسياري از حيوانات هستند و در واقع زمين تبديل به نوعي مرتع مي شود. يا بعضي از حيوانات  را در مزارع پرورش داده و قبل از فصل شكارآنها را در طبيعت رها ميكنند  تا بتوانند براحتي به شكار بپردازند.بسياري از اين حيوانات پرندگاني هستند كه بومي هستند و از كشورهاي ديگر وارد ميشوند مانند نو عي از قرقاول كه در چين زندگي ميكند و فقط براي شكار از اين كشور به امريكا و اروپا وارد ميشود!!!!كه اگر توسط شكارچيان كشته نشود در هر حال از گرسنگي خواهد مرد به دليل عدم امكان تطبيق جاندار با محيط.

 

همچنين هيچ گاه يك شكارچي نميتواند سن شكار و وضعيت آنرا از فاصله اي كه از ان دارد تشخيص دهد و شكارچيان شكار خود را به صورت رندوم شكار ميكنن و اگر قرار بر انتخاب باشد بزرگترين و سالمترين حيوان را نشانه ميگيرند تا احساس پيروزي بيشتري داشته باشند.

 

از طرفي شكارچيان طي صدها سال با دست بردن در طبيعت و شكار دشمنان طبيعي اين حيوانات( و انقراض بسياري از آنها ) خود باعث اين بي نظمي در طبيعت شده اند. به عنوان مثال در كشور هلند بسياري از پرندگان شكارچي توسط  انسانها كشته ميشوند زيرا براي شكارچيان رغيب بحساب مي آيند !!!

شكار باعث تغيير روند توليد مثل در مواردي كه حيوان نر هدف شكارچيان ميباشد ميشود.( به عنوان مثال گوزن ها براي شاخشان )

 

 

 

طبيعت در اندازه ي محلي از طريق هوا ، طرق دسترسي به آب ، دشمنان طبيعي خود و حيوانات خود را مديريت ميكند. مادامي كه انسان در آن دخالت نكند.

 

نكته ي ديگر اينست كه بسياري از شكارچيان افراد غير حرفه اي هستند كه براي تفريح هر چند وقت يك يار به شكار ميروند .اغلب ناشيانه شكار را مجروح ميكنند كه منجر به مرگ دردناك و تدريجي ناشي از خونريزي ، عفونت و گرسنگي ميشود يا با كشتن والدين تعداد زيادي از بچه هاي آنها به  همراه مرگ قرباني محكوم به مرگ تدريجي ميشوند.

 

نه تنها حيوانات بلكه انسانها نيز از تير شكارچيان در امان نيستند . براي مثال در سال 1988 ، 177 نفر در جنگل اشتباها توسط شكارچيان كشته شده اند.

 

سالانه 250 ميليون حيوان از طريق شكار كشته ، فلج يا يتيم ميشوند.و ميليونها حيوان مجروح ميشوند.استرسي كه از صداي اسلحه ، ترس و فرار در حيوان ناشي ميشود قابليت تغذيه درست و ذخيره ي انرژي در حيوان براي زمستان را از آن ميگيرد.همچنين در مهاجرت و خواب زمستاني حيوانات اثر بدي ميگذارد . همچنين كمپ ها و آتش و وسايل نقليه و مسايل جانبي نير اثرات مخربي بر طبيعت ميگذارد. براي حيوانات زيادي مانند گرگها كه به بصورت گروهي زندگي ميكنند و روابط تنگاتنگ فاميلي بين انها وجود دارد كشتن يكي از آنها زندگي ديگران را نيز تحت تاثير قرار ميدهد.

 

 

 

شكارچيان مدعي هستند كه از طريق پرداخت پول براي خريد جواز به سازمان محيط زيست و متقابلا محيط زيست كمك ميكنند اما شكار و زميني كه شكارچيان بر روي آن شكار ميكنند با ماليات مردم نگهداري ميشود و مبلغي كه شكارچيان ميپردازند بخش بسيار ناچيزي از  هزينه ي راه سازي . ساختن ايستگاههاي استراحت ، پاكسازي و... است.

 

 

 

راههايي براي مخالفت بهتر با شكار

 

1- انگيزه ي خود را بفهميم . اگر بدانيم چرا مخالفت ميكنيم مخالفتمان شانس بيشتري براي موفقيت خواهد داشت."درست نيست" دليل روشني براي مخالفت نيست.اگر اينگونه فكر ميكنيم دلايلش را نيز آناليز كنيم.

 

2- دشمن را بشناسيم .براي مخالفت بايد بدانيم چه كسي و چرا شكار ميكند؟براي مثال اگر در اطراف ما شكارچيان براي تامين غذا شكار ميكنند مخالفت فايده اي ندارد و بايد روي مسايل اقتصادي تمركز كرد.

 

3- خود را آگاه كنيم. بايد بحثهايي كه شكارچيان در توضيح عمل خود ميكنند همينطور طرز فكري كه در رابطه با مخالفين خود دارند را بررسي كرد.

 

4- منطقي و عادل باشيم . شكارچيان  عمل خود را  غير اخلاقي و خشن نمي دانند . توهين به انها اثري نخواهد داشت قبل از اينكه خود را نشان دهيم تحقيق كنيم كه چرا از شكار لذت ميبرند و چه منافعي برايشان دارد. از احساساتي شدن هنگام بحث هميشه بپرهيزيد زيرا يكي از صحبتهايي كه هميشه بر ضد مخالفين شكار ميشود احساساتي بودن آنهاست.

 

5- عقايد خود را مطرح كنيم. از هر فرصتي براي شنيده شدن حرفهاي خود استفاده كنيم حتي اگر فقط با يك نفر صحبت مي كنيم.

 

6- يكي از راههاي خوب ديگر براي كساني كه در نزديكي مناطقي زندگي ميكنند كه شكارچيان در ان فعاليت ميكنند بر هم زدن سكوت منطقه است .

 

ترجمه از:

http://www.thehealthyplanet.com/index.htm

 

www.Animals-Campaigns-Anti-Hunting.com

 

http://www.animalfrontline.nl/jagen/myths-eng.php

 

http://animalliberationfront.com

 

 www.eHow_com.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 1:25  توسط سحر  | 
جاده

همه میگن اسم این خط جاده ست.

همه دوسش دارن اما من ازش میترسم.

مدتهاست دارم طول جاده رو طی میکنم تا به آخرش برسم جایی که نوبت من باشه ازش رد شم.اما هیچ وقت نوبت من نمیشه.

هیچ کس تاحالا از اونور جاده اینجا نیومده تا به من بگه اونطرف چه شکلیه اما من فکر میکنم اونطرف به زشتی این طرف نیست.اونطرف شاید زندگی قشنگ باشه.

میگن نمیشه ازین جاده رد شد.میگن جاده یعنی مرگ من...

اما من ازینکه زندانی اینطرف جاده باشم خستم.

 امشب من از این جاده رد میشم.

فردا جایی قشنگتر هستم.

.

.

.

بلاخره جاده رو رد میکنم.

امشب

.

.

.

من دیشب بلاخره از جادخ رد شدم.

اونطرف جاده هم مثل اینطرف تاریکه

اونطرف جاده هم زندگی همینه .

.

.

.

برای اینکه فردا دوباره زندانی اینطرف شایدم اونطرف جاده نباشم امشب ازش رد نمیشم. امشب تسلیمش میشم..

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 1:57  توسط سحر  | 

وفا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرا من هميشه بايد نگران غذا باشم؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای کسانی که قبلا این پست رو دیدن:

 

نظرم عوض شد.

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 1:53  توسط سحر  | 
یکی از فیلمهای مورد علاقه ی فیلم بودای کوچک هست مخصوصا شروع فیلم:

 

کتابی باز میشه و معلم برای بچه ها تعریف میکنه:

 

روزی روزگاری در دهکده ای در هند باستان کاهنی تصمیم گرفت بزی رو برای خدایان قربانی کنه وقتی چاقو رو به گردن بز نزدیک کرد بز لبخند زد.

 

کاهن پرسید چرا میخندی مگه نمی بینی من دارم گلوت رو میبرم؟

 

بز جواب داد من ۴۹۹ بار مردم و دوباره در قالب بز متولد شدم اگر تو مرا قربانی کنی این بار در قالب کاهنی  متولد خواهم شد و شروع کرد به گریستن.

 

کاهن پرسید پس چرا گریه میکنی؟

بز گفت برای تو گریه میکنم. در ۴۹۹ مین زندگی قبلی من هم کاهنی بودم که بز ها را برای خدایان قربانی میکردم.

 

کاهن بر روی زمین افتاد و گفت از این پس من نگهبان تمامی بزها خواهم بود.

 

معلم کتاب رو میبنده و به بچه ها میگه : خوب از این داستان چی یاد گرفتیم؟

 

و بچه ها با صدای بلند میگن :

 

که هیج جانداری را قربانی نکنیم.

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 19:28  توسط سحر  | 
 
  بالا