Free like the river آزاد مثل رود
Flowin' freely through infinity که آزادانه در امتداد ابدیت جریان دارد
Free to be sure of آزاد از اینکه مطمئن باشم
What I am and who I need not be که هستم و که نباید باشم
Free from all worries آزاد از همه ی نگرانی ها
Worries prey on oneself's troubled mind نگرانی هایی که صید افکار آشفته هستند
Freer than the clock's hands آزاد تر از عقربه های ساعت
Tickin' way the times زمان ، به شکل تیک تیک
Freer than the meaning of free that man defines آزادتر از معانی که انسان به آزادی میدهد.
Life running through me زندگی در من جریان دارد
Till I feel my father God has called تا زمانی که پدرم ( خدا) مرا فرا خواند.
Me having nothin' من چیزی ندارم
But possessing riches more than all اما همه بیشتر ثرواتمندم
And I'm free و من آزادم
To be nowhere تا جایی نباشم
But in every place I need to be اما همه جا باید باشم.
Freer than a sunbeam از پرتو آفتاب آزادتر
Shinning through my soul که به روحم می تابد
Free from feelin' heat or knowing bitter cold آزاد از احساس گرما و تشخیص سرما
Free from conceiving the beginning آزاد از تصور شروع
For that's the infinite start زیرا این( آزادی ) شروع بینهایت است
I'm gone - gone but still living من مرده ام . اما هنوز زنده ام
Life goes on without a beating heart زندگی بدون قلب در حال تپش نیز جریان دارد
Free like a vision آزاد مثل یک رویا
That the mind of only you can see که فقط ذهن تو میتونه ببینه
Freer than a raindrop آزادتر از یک قطره ی باران
Falling from the sky که از آسمان می افتد
Freer than a smile in a baby's sleepin' eyes آزادتر از یک لبخند در چشمان به خواب رفته ی یک کودک
I'm free like a river من مثل یک رودخانه آزادم
Flowin' freely to infinity که در بی نهایت آزادانه جریان دارد.
I'm free to be sure of what من آزادم از اینکه بدانم که
I am and who I need not be که هستم و که نباید باشم
I'm much freer - like the meaning of the word free that من خیلی آزادم - مانند معنی که آزادری برای انسانهای دیوانه دارد.
crazy man defines
Free - free like the vision that آزاد مانند رویایی که
The mind of only you are ever gonna see فقط ذهن تو خواهد دید
Free like the river my life آزاد مانند رودخانه
Goes on and on through infinity زندگی من در ابدیت جریان داره.

stevie wonder در حال حاضر از بهترین خوانندگان موسیقی پاپ در دنیا بشمار میآید که از ابتدا در اجرای موسیقی خاص سیاه پوستان تبحر داشت . نوشتن . ساختن آهنگ و نواختن کارهاش به عهده ی خودشه و در ضمن از زمان تولد نابینا بوده.
خواندن این ترانه فقط از عهده ی خودش بر میاد نه به خاطر مهارتش بلکه بخاطر اینکه نابیناست.آزاد بودن زمانی که او داره ترانه رو میخونه فقط شنیده نمیشه بلکه احساس میشه .در حرکات ، چهره و لبخندی که همیشه روی صورتشه . او آزاد از تمام چیزهایی که میگه قطعاتش رو اجرا میکنه و در تمام طول مدت نواختن و خواندن سرش رو بالای بالا میگیره . مثلما تعاریفی که شخصی که از ابتدای تولد نابینا بوده از آزادی داره بسیار کاملتر از تعاریف بقیه ست.
اولین آهنگی که او خواند در ۱۲ سالگی بود با نام "blind infancy"( واقعیت کور) است .
چیزی که او نمیبینه واقعیت نیست . واقعیت چیزیه که میبینه.
که البته در مورد ما شاید برعکسه.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 15:30  توسط سحر
|